فیل‌‏ها مدام در گله‌‏های خسته ظاهر می‏‌شدند، و اطراف آبگیرهای خاک‌آلود در جست‌وجوی آب پرسه می‌‏زدند. در گرمای هوای ماه سپتامبر، که در میانه‌‏ی روز به حدود ۴۰ درجه می‌رسد، این ستبرپوست‏‌ها در حال حرکت در حاشیه‏‌ی صحرای کالاهاری در نامیبیا در یک منطقه‏‌ی حفاظت‌شده حیات‌وحش به نام «نیا نیا» بودند. اداره‏‌ی این منطقه به عهده‌ی جوامع بومی است، که امروزه حدود ۲۸۰۰ نفر مردمان قبیله‌ی «سان» در شرایطی طاقت‌فرسا در آن‌جا زندگی می‌کنند. بنا به گفته‏‌ی مارنوک، قیمت معمول یک شکار ۱۴ روزه‏ی یک فیل حدود ۸۰ هزار دلار است. سهمیه‌ی پنج فیل در هر سال برای شکار تروفه در نیا نیا پولی حسابی برای مردم قبیله‌ی سان محسوب می‏‌شود. بخشی از عوارض تعیین‌شده مستقیما به اعضای قبیله و به صندوقی پرداخت می‏‌شود که برای تامین هزینه‏‌ی پروژه‌‏های حفاظتی برای حفظ حیات‌وحش منطقه از آن استفاده می‌‏شود. درخصوص غنایم شکار، مشتری عاج‏‌ها را با خود به خانه می‏‌برد، درحالی‌که تمام گوشت شکار به قبیله‏‌ی سان می‏‌رسد. از چارلز داروین و جان جیمز آدوبون گرفته تا تئودور روزولت و ارنست همینگوی، روشن‌فکرترین شکارچی‏‌ها همواره خود را دوست‌دار طبیعت و هوادار حفظ محیط زیست می‌دانسته‌اند، و متعهد به بقای پایدار جمعیت‏‌های حیوانات و نگه‌داری از مکان‏‌های بکری بودند که در آن به تعقیب شکار پرداختند. این ارتباط ناگسستنی شده است. در آمریکا به‌تنهایی، هرساله درآمدهای صدها میلیون دلاری از محل عوارض وضع‌شده بر شکارچیان مستقیما در اختیار مدیریت حیات‌وحش و فعالیت‏‌های مرتبط با آن قرار می‏‌گیرد. و هر کسی که فریزری پر از گوشت آهو دارد، احتمالا به شما می‏گوید که عمل کشتن شکار در طبیعت برای غذای خودتان در مقایسه با خرید گوشت‏‌های پرورشی دام‌پروری صنعتی، بسته‏‌بندی‌شده در پلاستیک، بسیار انسانی‌‏تر است.

اما امروزه شکار تروفه، مخصوصا شکارِ به‌اصطلاح «پنج بزرگ» در آفریقا (فیل، شیر، پلنگ، کرگدن و بوفالوی آفریقایی) مجموعه‌‏ی بزرگ‌تری از مسائل اخلاقی و مالی را به همراه دارد. کشتن تفریحی حیوانات در مناطق حفاظت‌شده در طبیعت می‏‌تواند مخالفت‏‌های شدیدی را برانگیزد.

شکار تروفه – کشتن حیوانات بزرگ با هدف گردآوری مجموعه‌‏ای از شاخ‌‏ها یا عاج‏‌ها، پوست، یا بدن تاکسیدرمی‌شده – تبدیل به یک صنعت پررونق یک میلیارد دلاری و سودمحور شده است که در برخی موارد زیر نظر حکومت‏‌های فاسد اداره می‏‌شود. در بسیاری از کشورهای زیر صحرای آفریقا مجوز شکار تروفه را با درجات مختلفی از شفافیت و نظارت صادر می‏‌کنند، و سهمیه‏‌های سالانه‏‌ای در نظر می‏‌گیرند که قرار است بازتابی از وضعیت گونه‌‏های جانوری باشد و شکار جمعیت‏‌هایی را که به‌شدت در معرض آسیب قرار دارند، مستثنا کند. برای مثال، آفریقای جنوبی دیگر مجوزی برای شکار پلنگ‌‏ها صادر نمی‏‌کند. کنیا شکار تروفه را به‌طور کلی از سال ۱۹۷۷ ممنوع کرده است، و در بوتسوانا، که به لحاظ حیات‌وحش کشوری غنی محسوب می‏‌شود، از سال ۲۰۱۴ یک ممنوعیت موقت برای شکار در شکارگاه‏های تحت نظارت دولت وضع شده است.

بنا به گفته‏‌ی کرایگ پکر، زیست‏‌شناس آمریکایی متخصص شیر که به مدت بیش از ۴۰ سال در این قاره زندگی و کار کرده است، روزگاری به نظر می‌‏آمد که آفریقا دارای یک «منبع عرضه‏‌ی نامتناهی طبیعت» است. اما او می‏‌گوید که از ارتفاع ۱۰ هزار متری می‌‏توانید مشاهده کنید که زیستگاه‌‏ها در حال کوچک شدن هستند. «شیرها واقعا دارند به گونه‏‌های در معرض خطر تبدیل می‌شوند، و شکارچیان واقعا نباید برای تفریح به سمت این حیوانات تیراندازی کنند، مگر این‌که بتوانند با ادله‏‌ی قطعی ثابت کنند که این امر، در مجموع تاثیرات مثبتی بر حفاظت از شیرها دارد.»