از روزی که کریستین گواردینو به دنیا آمد، مادرش، الیزابت، میدانست چشمانش مشکلی دارند. چشمانش در کاسه در جهات مختلف حرکت میکرد و میغلتید به سمت بالا. یک چشم به سمت بینی چپ میشد. وقتی به او غذا میداد، به جای اینکه به او نگاه کند، به روشنترین نور اطرافش زل میزد؛ اگر درون خانه بودند، به یک لامپ، و اگر بیرون بودند، به خورشید. خیلی نگرانکننده بود.

دکتر به الیزابت گفت که کریستین دچار نوعی بیماری شبکیه است که لبر کنجنیتال آموروسیس ( LCA) نام دارد. بینایی او، که از الان بد است، هرگز بهطور کامل بهبود نخواهد یافت. کاری هم از دستشان برنمیآید. بینایی پسرک از دنیا بسیار کم خواهد بود و وقتی راه رفتن را یاد گرفت، باید همیشه با عصا راه برود.

کریستین در سال ۲۰۱۲، در سن ۱۲ سالگی، عصا به دست، و به کمک مادرش، برای اولین بار به کلینیکی تحت مدیریت موسسهی چشم شایِ دانشگاه پنسیلوانیا مراجعه کرد. اما ژانویهی امسال بدون عصا و ظاهرا بدون ترس، از در اصلی ساختمان موسسه خارج شد. پسر نوجوان، شوخیکنان و گپزنان، همراه گروهی از پزشکان، مختصصان آزمایشگاه و من از لابی بزرگ عبور کرد. او از دیدن راهروی دراز و مردمی که روی بالکنها قهوه میخوردند، شگفتزده بود.

معجزهای که برای کریستین رخ داد، حاصل تلاشهای زیاد بود. این معجزه نتیجهی ۲۰ سال کار سخت بنت و همکارانش بود، که جهش ژنتیکی فلجکنندهی شبکیهی کریستین را تشخیص دادند، و بعد راهی برای قرار دادن نسخهی سالم آن ژن در چشم پیدا کردند. بنت آزمایشهای اولیهی این نوع درمان را تنها با امید «ردیابی نشانهای از بهبود» آغاز کرد. حال که ۹ سال میگذرد، از نتایج مثبت حاصلشده متعجب است.

در طول دههی اخیر، تلاشهای صورتگرفته در دو زمینهی دیگریعنی سلولهای بنیادی و زیستپزشکی، یا پیوند «بیونیک» [بازسازی اندامهای بدن] – نیز بینایی را حداقل تاحدی، به تعدادی از افراد نابینا بازگردانده است. به نظر میآید که سلولهای بنیادیهمان سلولهای نخستین بدن، پیش از اینکه به سلولهای تشکیلدهندهی چشمها، مغز، بازوان و پاها تبدیل شوندمیتوانند جای سلولهای ناقص شبکیه را، که زمینهی بسیاری از علتهای نابینایی است، بگیرند یا آنها را احیا کنند. اولین نسل شبکیههای بیونیکیعنی میکروچیپهای جایگزین سلولهای ناقص شبکیه که نور را جمع یا تقویت میکنندبه کسانی که سالها چیزی ندیدهاند، قدرت بینایی با وضوح پایین دادهاند.

تقریبا یک نفر از هر ۲۰۰ آدم روی کرهی زمینیعنی ۳۹ میلیون نفر از مابدون قدرت بینایی هستند. ۲۴۶ میلیون نفر دیگر هم از قدرت بینایی پایینی برخوردارند که تا حد متوسط یا گاهی شدید برایشان محدودیتهایی ایجاد میکند. از دست دادن بینایی روی صدها میلیون نفر دیگر هم تاثیر دارد، بهخصوص خویشاوندانی که مسئول کمک به نابینایان هستند.

متخصصان علوم اعصاب چشم را دوست دارند، زیرا به گفتهی یکی از آنها، «تنها جایی است که از طریق آن، بدون ایجاد هیچ سوراخی، میتوان مغز را دیدشبکیهی چشم، که از میان مردمک قابل مشاهده است، درحقیقت کاسهای از یاختههای عصبی است که توسط عصب بینایی به مغز متصل میشوند. چشم بهعنوان یک کل «قسمتی از مغز است،» که در طول دوران جنینی رشد میکند و از مغز جدا میشود. مغز هم، مانند چشم، از ایمنی ممتازی برخوردار است، بنابراین درمانهایی که روی چشم موثرند، میتوانند بهراحتی برای مغز یا نخاع به کار روند.