وقتی در بورنِئوی غربی، با شِریل نات، زیر شاخوبرگ جنگل بارانی، در ایستگاه تحقیقاتی او نشستهایم، که موضوع تحقیقش اورانگوتان است، او به من میگوید:«گاهی اوقات احساس میکنم سختترین موضوع در جهان را برای تحقیق انتخاب کردهام». صدای بلند زنجرهها که مانند صدای متهی دندانپزشکی است، فضا را پر کرده، و گهگاه مجبور میشویم صحبتمان را قطع کنیم. درحالیکه مشغول صحبت کردن هستیم، همکاران نات در جنگلهای پیرامونی پارک ملی گونونگ پالونگ اندونزی مشغول کار هستند. آنها با دستگاههای جی.پی.اِس و آیپَدهایشان اورانگوتانها را، که در حال پرسه زدنهای روزانهشان هستند، دنبال میکنند و به ثبت مواردی از این قبیل میپردازند: آنها چه میکنند، چه میخورند و چگونه با دیگر اعضای گونهی خود ارتباط برقرار میکنند.

بر خلاف گوریلها و شامپانزههادیگر میمونهای بزرگجثه که به صورت گروهی زندگی میکنند و نسبتا راحت میتوان آنها را تعقیب و بررسی کرداورانگوتانها عمدتا بهطور انفرادی زندگی میکنند. آنها تقریبا تمام وقتشان را روی نوک درختان سپری میکنند، در گسترهای وسیع پرسه میزنند و بیشتر از همه در جنگلهای ناهموار یا زمینهای پست باتلاقی، که برای تردد انسانها دشوار است، رفتوآمد میکنند. از اینرو، اورانگوتانها تا مدتهای مدید در زمرهی حیوانات بزرگ ساکن خشکی کرهی زمین بودند که دربارهی آنها چیز زیادی مشخص نبود. تنها از حدود ۲۰ سال اخیر بوده که شواهد علمی آغاز به کنار زدن گمانهزنیها کردهاند، یعنی زمانی که نسل جدیدی از محققان این میمونهای کمیاب را در سرتاسر بورنئو و سوماترا، تنها محل زندگی اورانگوتانها، ردیابی کردهاند. نات فهمید که محققان میتوانند نمونهی ادرار اورانگوتانهای ماده را بگیرند و روی کاغذ پالونه نگهداری کنند تا بعدا این نمونهها بتواند برای آزمایش هورمونی استفاده شود. تلاشهای او نشان داده است که هورمونهای اورانگوتانهای ماده زمان وفور میوه در جنگل به اوج میرسند؛ یک نوع سازگاری با محیط حاوی وفور و قحطی. نات میگوید: «بسیار منطقی است. آنها در این دوره‌‌هایی که میوه بهوفور یافت میشود، وزن اضافه میکنند و سپس در دورههای کمیاب شدن میوه از این ذخیره استفاده میکنند. در این دورههای وفور میوه، احتمال باردار شدن مادهها بیشتر است

یک گزارش در سال ۲۰۱۳ که توسط چند محقق ارشد تهیه شده بود، نشان میداد که در دهههای اخیر، فقط در بورنئو، احتمالا ۶۵ هزار میمون کشته شدهاند. برخی از آنها را مردمان گرسنه برای خوردن گوشتشان کشتند. برخی دیگر به علت حمله به محصولات کشاورزییا محافظت از کودکانشان ــ کشته شدند. چهرهی تاثیرگذار و دلربای نوزادان اورانگوتان موجب شده که آنها در بازار سیاه تجارت حیوانات خانگی، هم در داخل اندونزی و هم قاچاق آنها از بورنئو و سوماترا به مقصدهای خارجی، ارزش بالایی پیدا کنند. محافظت شدید اورانگوتانهای ماده، بدین معناست که کشتن مادر سادهترین راه برای دست یافتن به نوزاد است؛ یک فاجعهی چندسویه که نهتنها موجب حذف شدن دو حیوان از حیاتوحش میشود، بلکه احتمال زادوولد آن ماده در طول عمرش نیز از بین میرود.

در مراکز توانبخشی چون سازمان بینالمللی نجات حیوانات (International Animal Rescue) در نزدیکی گونونگ پالونگ، ورود پیوستهی اورانگوتانهای یتیم نشاندهندهی آن است که این کشتار همچنان مشکلی جدی است. بیش از هزار اورانگوتان اکنون در این مراکز زندگی میکنند، و اگرچه هدف این است که تا حد ممکن، تعداد بیشتری از آنها در دامان طبیعت رها شوند، تلاش برای آموختن فنون بقا به اورانگوتانهای جوان اقدامی چالشبرانگیز است که موفقیت آن اثبات نشده است. تهدیدهایی که اورانگوتانها با آنها مواجهاند، درست زمانی شروع شد که با رشد سریع تحقیقات، تنوع جالب توجهی از ترکیب ژنتیکی، ساختار فیزیکی و رفتاری آنها آشکار شد؛ ازجمله آغاز درک پیشرفت فرهنگی که میتواند ما را در فهم چگونگی تکامل ما از میمون به انسان یاری کند. محققان هنگام تماشای اورانگوتانها چیزی فراتر از رفتارهای صرفا حیوانی میبینند. هر چه باشد، این دانشمندان (و من و شما) هم همین مسیر تکاملی را، با اندکی تفاوت، طی کردهایم. هدفی که در پس این یادداشتهای میدانی و دادهها وجود دارد، این است که اورانگوتانها چه اطلاعاتی دربارهی انسانها میتوانند در اختیار ما بگذارند.

رمزگشایی از تمام رازهای موجود در مغز و جسم این اقوام کَپیهای بزرگ (انسانیان) به معنای حفاظت از کل طیف این سازگاریهاست. نات میگوید: «اگر هر یک از این گروهها منحصربهفرد هستند، خیلی خوب نیست که ما تنها در چند نقطه از آنها محافظت کنیماز دست رفتن هر جمعیتی، به هرگونه فرصتی برای فهم سازگاریهای محیطی و فرهنگی خاص از آنها پایان میدهد.