در نزدیکی ساحل جزیرهی اندونزیایی لِمبِه، روی بستر دریا نشستهاید. در عمق زیادی نیستیدحدود پنج مترو نور به میزان کافی وجود دارد. همانطور که از چنین مکان استوایی انتظار میرود، آب گرم است. اطراف مملو از ریزموجهایی از شنهای نرم طوسیمشکی است، که در برخی نقاط با کفی سبزرنگ پوشیده شدهاند. در حین بررسی محیط، یک صدف حلزون میبینید. شش خار درشت از روی این صدف بسیار محکم، برآمده است. شاید سازندهاشدرونش باشد. شاید هم سازندهاش مدتهاست مرده و این صدف اکنون متعلق به یک خرچنگ نرمشکم است. با کنجکاوی صدف را برمیگردانید. یک ردیف مکنده. یک جفت چشم.

یک هشتپا. درواقع یک هشتپای رگدار (Amphioctopus marginatus) است، که با نام هشتپای نارگیلدوست نیز شناخته شده است. این نام متداول او برگرفته از عادت پنهان شدنش درون پوست نارگیلهای رهاشده است. (گاهی اوقات نیز پوست نارگیل را بلند کرده و با خود حمل میکند، تا بهعنوان یک پناهگاه اضطراری از آن استفاده کند.) اما درواقع، هر صدف بزرگی برای پنهان شدن مناسب این کار است، مثل صدف حلزون.

همانگونه که انسانها پستاندار هستند، هشتپاها از سرپایان (Cephalopods) هستند. این واژه یونانی است، به معنای «سرپا» که به آناتومی عجیبشان مربوط است که پاهایشان مستقیما به یک طرف سرشان متصل است، درحالیکه «بدنشان» ــ آن پوشش کیسه‌‌مانند ــ در طرف دیگر قرار دارد. سرپایان نیز به نوبهی خود، یک نوع نرمتن هستند.

سرپایان در زمرهی اولین حیوانات شکارگری بودند که در دریاهای باستانی شکار میکردند. آنها بیش از ۵۰۰ میلیون سال پیش از یک حیوان کوچک درون صدفی، تکامل یافتند. البته اگر قرار باشد به ۴۵۰ میلیون سال پیش بازگردیم، احتمالا برخی از درندهترین شکارگرهای درون اقیانوسها سرپایان صدفدار بودهاند. ظاهرا برخی از آنان بسیار عظیم بودهاند؛ طول صدف اندوسِراس گیگانتیوم (Endoceras giganteum) که مدتهاست منقرض شده، شاید بیش از پنج متر بوده است.

هشتپاهای امروزی بسیار متنوع هستند. هشتپای عظیم اقیانوس آرام (Enteroctopus dofleini)، چنانکه از نامش مشخص است، بسیار عظیم است. طول هر یک از پاهای یک هشتپای بزرگ به دو متر، و وزن کل بدن یکی از این حیوانات به ۱۰۰ کیلوگرم نیز میرسد. هشتپاهای دیگر، مانند هشتپای وُلفی (Octopus Wolfi)، بسیار کوچک هستند و وزنشان کمتر از ۳۰ گرم است. برخی هشتپاها یک تنهی کوچک، اما پاهای بسیار بلندی دارند. برخی دیگر، نسبت اعضای بدنشان به یکدیگر متعادلتر است. بیشترشان در اطراف مرجانها، گل، یا شنها پرسه میزنند و با بازوان خود برای حرکت از یک نقطه به نقطهی دیگر یا فرار از دست شکارچیها شنا میکنند، اما تعداد محدودی نیز به پرسه زدن درون امواج اقیانوس پرداختهاند. هشتپاها از مناطق استوایی تا قطبها، از صخرههای مرجانی تا سطوح شنی، از حوضچههای جزر و مدی تا ژرفای اقیانوسها، یافت میشوند.

پیتر گادفریاسمیث، فیلسوفی که تغییر رشته داده و حالا زیستشناس متخصص در زمینه هشتپاها در دانشگاه دولتی نیویورک و دانشگاه سیدنی در استرالیاست، معتقد است چند نیروی مختلف ممکن است به گسترش سیستم عصبی پیچیده هشتپاها کمک کرده باشند. نخست، اندام اوست. هرچه باشد، سیستمهای عصبی در هماهنگی با بدن تکامل مییابند، و اندام هشتپا به گونهای فوقالعاده پیچیده تکامل یافته است. وقتی استخوانی درکار نیست، یک هشتپا میتواند هریک از بازوهای خود را در هر لحظه، در هر جهتی دراز کند؛ و برخلاف من و شما، لازم نیست خودش را به حرکت دادن شانه، آرنج، یا مچ محدود کند. این باعث میشود که هشتپا بتواند طیف عظیمی از حرکتهای ممکن را انجام دهد؛ همچنین هر یک از بازوها میتواند در حال انجام دادن کاری متفاوت باشد. بنابراین یک هشتپا در حال شکار میتواند منظرهای تحسینبرانگیز باشد. میتواند هر یک از بازوان خود را به بیرون و روی ماسهها دراز کند، و هر یک از آنها مشغول کاوش، زیرورو کردن و جستوجو در سوراخها باشد. اگر یکی از بازوها به یک میگو بخورد، دو بازوی دیگر میتوانند به کمک بیایند تا او را بگیرند. هشتپاها همچنین آنهمه مکنده دارند که میتوانند بهطور مستقل جابهجا شوند، و این همه، علاوه بر روشهای کنترل رنگ و بافت پوست است. در عین حال، این جانور به گونهای تکامل یافته که ظرفیت لازم برای دریافت و ارزیابی حجم عظیمی از اطلاعات حسی دریافتشده را دارد؛ مزه و لمس از طریق مکندهها، جاذبه که توسط ساختارهایی موسوم به ایستاکیسهها حس میشود و نیز تمام اطلاعاتی که توسط چشمهای پیچیدهی این موجود گردآوری میشوند.