گرمان گاروت، به گیرندهی دستی دریافتکنندهی سیگنال ترسالی هلنا اشاره میکند و با صدای آرام میگوید: «خیلی نزدیک استدر این زیتونزار مجاور بزرگراهی پرتردد در جنوب اسپانیا، یک وشق ایبری (Iberian Lynx) و دو تولهاش احتمالا ما را زیر نظر گرفتهاند. اگر قلادهی رادیویی نداشت، هرگز نمیفهمیدیم که یکی از نادرترین گربههای دنیا میان ردیفهای منظم درختان زیتون کمین کرده است. هلنای پنج ساله یاد گرفته مخفیانه در محل سکونت انسانها زندگی کند، و حتی موقع جشن جنجالی هفتهی مقدس همراه نوزادش در یک خانهی خالی پناه میگیرد.

در حقیقت، این گربه با چشمهای کهربایی و صورتی پرپُشت، پس از سالها افول، سرانجام وضعیتی مناسب پیدا کرده است. در سال ۲۰۰۲ که طرح ایبرلینسه برای نجات وشقها وارد عمل شد، کمتر از ۱۰۰ گربه در سطح خارستانهای مدیترانهای پراکنده بودند و شمارشان بر اثر شکار و مرگ خرگوشهای اروپایی بومی منطقهخوراک اصلی وشقهابر اثر یک ویروس کاهش یافت. جمعیت وشقها بهقدری کاهش یافته بود که تنوع ژنتیکی بسیار اندکی داشت، امری که آنها را در برابر ابتلا به بیماری و نقایص هنگام تولد آسیبپذیر میکرد.

دانشمندان شانس دارند که وشقها در اسارت خوب تولیدمثل میکنند، و از سال ۲۰‍۱۰ تعداد ۱۷۶ وشق به زیستگاههای مناسب بازگردانده شدند. اکثر گربهها در چهار مرکز پرورش و یک باغوحش بزرگ شدند، و همگی مجهز به قلادههای ردیاب بودند. ۶۰ درصد وشقهای بازگرداندهشده زنده ماندهاند، و تعداد کمی از حد انتظار هم فراتر رفتند.

طبق برآورد جیم سندرسون، کارشناس گربههای کوچک و مدیر برنامهی مرکز جهانی حفاظت از حیاتوحش مستقر در ایالت تگزاس، بیش از ۹۹ درصد سرمایههایی که از سال ۲۰۰۹ خرج گربهسانان شده، برای حفاظت از جگوارها، ببرها و سایر گربههای بزرگ بوده است. درنتیجه، تعداد زیادی از انواع گربههای کوچک بسیار کم مطالعه شدهاند، یا اصلا مطالعه نشدهاند. مهارت آنها در دور ماندن از مرکز توجه به گمنام بودنشان دامن میزند.

اما باید برای مردم جالب باشند. گربههای کوچک، درندههایی با توانایی زیاد که میلیونها سال پیش به درجهی کمال رسیدند و از آن زمان تغییر چندانی نکردهاند، شاهکارهای جزئی تکامل محسوب میشوند. آنچه را که از لحاظ قامت کم دارند، با استقامت جبران میکنند. مثلا گربهی پاسیاه کوچکترین گونهی آفریقاست و کمتر از دو کیلوگرم وزن دارد. اما نام مستعار ببرلانهیمورچهها برایش انتخاب شده، زیرا ساکن لانههای متروک موریانههاست و در صورت قرارگیری در معرض خطر با چنگ و دندان مبارزه میکند. اگر لازم باشد، حتی به شغالی بهمراتب بزرگتر از خودش هم حمله میکند. گربهی ماهیگیر زیرک جنوب آسیا ساکن باتلاقها و تالابهاست، اما هر جایی ماهی باشد، او هم میتواند سر کند. در مرکز شهر کلمبو، سریلانکا، یک بار دوربینها مدار بستهی یک اداره گربهی ماهیگیری را گرفتند که داشت از یک حوضچهی ماهی، ماهی کوی میدزدید. آنیا راتنایاکا، محقق ارشد پروژهی شهری حفاظت از گربههای ماهیگیر، میگوید: «برای همهمان غیرمنتظره بود. این نزدیکیها اصلا تالابی وجود ندارد

از بین پنج قارهای که گربههای وحشی در آنها پرسه میزنند، آسیا از همه آسیبپذیرتر است. هم تعداد گونههای گربههای کوچک ساکن در آن از همه جا بیشتر است۱۴ گونههم گربهها از همه جای دیگر ناشناختهترند و در معرض خطر بیشتری قرار دارند.

بخش عمدهی زمینهای جنگلی جنوب شرق آسیا توسعه یافته، یا به مزارع وسیع تولید نخل روغنی تبدیل شده است. روغن پالم یک مادهی غذایی متداول است و تولیداتش از سال ۲۰۰۰ در سطح جهانی دوبرابر شده است. این امر به احتمال زیاد برای گربههای صافسر و گربهی ماهیگیر فجیع است، زیرا هر دو جانور معمولا بهخاطر تغذیه از ماهی به تالابهای زمینهای پست متکی هستند.