یک کوسه ی تنها حتی برای گرفتن یک هامور خواب‏‌آلود هم بیش از حد بی‌دست‌وپا است. اما یک گروه از کوسه‏‌ها می‏‌توانند ماهی‌ها را از مخفیگاه‏‌هایشان بتارانند و آن‌ها را محاصره کنند. سپس آن‌ها را می‏درانند. در یک مشاهده‏‌ی زنده‏، این حمله‌ی جنون‏‌آمیز همانند انفجاری در برابر چشمان ما صورت گرفت. تنها بعدتر بود که به لطف وجود یک دوربین مخصوص که یانیک جنتیل با آن عکس می‏‌گرفت و می‏‌تواند در هر ثانیه هزار تصویر را ثبت کند، ما توانستیم کوسه‏‌ها را با حرکت آهسته تماشا کنیم و کارآمدی و دقت آن‌ها را درک کنیم.

برای کوسه‏‌ها، ما آدمیان هدف نیستیم، بلکه مانع به شمار می‏‌آییم. وقتی شب غواصی می‏‌کنیم، آن‌ها مدام به ما نزدیک می‏‌شوند؛ کوچک‌ترین جنبش یا هر شعاعی از نور آن‌ها را جذب می‏‌کند. گاهی آن‌ها به ما ضربه‏‌هایی می‏‌زنند، در این حد که خراش‌‏هایی ایجاد می‏‌شود.گاهی هم ما از طریق گرفتن دم و چرخاندن کوسه به پشت‏، یک کوسه‏‌ی هیجان‏‌زده را آرام می‏‌کنیم و به نوعی در حالت خلسه فرو می‏‌بریم. اما از زمانی که به کوسه‏‌ها نزدیک شدم، تنها یک‌ بار نگران شدم آن‌ها مرا گاز بگیرند؛ زمانی که یک درد و سوزش ناگهانی در پشت ران پایم حس کردم. دست بردم و در لباس غواصی خود شکافی حس کردم. می‏‌توانستم خون را ببینم که از زخم روانه بود؛ زخمی که چهار بخیه لازم داشت. خوش‌بختانه دو دوربین این صحنه را ثبت کرده بودند: این زخم کار خود کوسه نبود، بلکه در اثر برخورد تیغ‏های بسیار تیز یک جراح‌‏ماهی بزرگ روی پوست من ایجاد شده بود. کوسه آن ماهی را در آرواره‏‌های خود گرفته و با خشونت در حال تکان دادن آن بود.

برای خواندن متن کامل این مطلب، می‌توانید به نسخه ۶۵ مجله نشنال جئوگرافیک فارسی – پبکاسو مراجعه کنید.